X
تبلیغات
فیلم کوتاه

فیلم کوتاه

وبلاگ شخصی کیومرث صمدی طاری

دانلود تریلر فیلم سینمایی هاری

فیلم سینمایی هاری

کارگردان:کیومرث صمدی طاری-محمد شمس الدینی

تهیه کننده:محمد علی زم

تریلر هاری 3gp

تریلر هاری mp4

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط کیومرث صمدی طاری  | 

دانلود آنونس فیلم سینمایی اعوجاج

اعوجاج

کارگردان : کیومرث صمدی طاری ، محمد شمس الدینی

تهـــیه کننده : محمد علی زم

بازیگران : مینا کریمی ، آتوسا افشاری ، مهتا پناهی ، سیامک باقری ، پیمان علیرضایی ، سارا قبه ، الیاس نادری ، میلاد یزدانی ، سجاد شمس الدینی ، میلاد گلزار ، مسعود تاجیک ، بهروز وثوقی راد

تصویر بردار : مینا کریمی

تدوین و صداگذاری : کیومرث صمدی طاری

و ....

دانلود آنونس : اعوجاج

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 1 قبل از ظهر  توسط کیومرث صمدی طاری  | 

دارن آرنوفسكي و كشتي گيري تنها

 
كشتي گير
 
چه کسي ديوانه تر از "دارن آرونوفسکي" مي توانست تنهايي هاي يک "کشتي کج کار " را جلوي تصوير برد. چقدر اصلا ‏در راهروي تخيلمان مصائب "کشتي کج کاران" را مرور کرده ايم. هيچ انديشيده بوديم که اين غول پيکران با آن شمايل ‏هولناک مي توانند چقدر دردناک و تلخ زندگي کنند. يا فرا تر از آن هرگز هق هق يک کشتي کج کار در ذهنمان نقش بسته ‏بود. فيلمساز برخاسته از "بروکلين" نيويورک ما را به آنجا خواهد برد. به دالان سرد و غمناک زندگي يک کشتي کج کار"‏
تيتراژ آغازين فيلم با موزيک الکترونيک و هيجان انگيزش خود بخش مهمي از فيلم است. در واقع ما از دل مرور بريده ‏هاي روزنامه ها که در تيتراژ به تصوير کشيده مي شود و صداي گزارشگر مسابقات تا اندازه اي با پس زمينه حرفه اي ‏ورزشکاري به نام "رندي رم" که در دهه هشتاد در "کشتي کج" شهرتي بي همتا داشته است آشنا مي شويم.‏

رندي که سالهاست از دوران اوج خود به دور است همچنان عاشق حرفه اش است. هر از چندگاهي در مسابقه اي شرکت ‏مي گزيند کارگردان که تکيه زيادي بر روي ديالوگ هاي ميان کشتي کج کاران پيش از شروع مسابقات دارد ما را به ‏زيبايي با پارادوکسي عميق آشنا مي سازد. ورزشکاراني که بر روي رينگ بايد نشان دهند که از يکديگر تنفر دارند و به ‏خون يکديگر تشنه اند، در رختکن صميمانه به بررسي سناريويي که قرار است روي رينگ اجرا کنند مشغولند. آن ها مدام ‏يکديگر را در آغوش مي گيرند و مي کوشند تا رقيب را مطمئن سازند اوضاع طبق ميل و اراده او پيش خواهد رفت. در ‏واقع وقتي فيلم جلو تر مي رود تضادي که فيلمساز براي نشان دادن نقش بازي کردن آدم ها براي سرگرم کردن ديگران ‏تاکيد دارد پر رنگ نر مي شود. رندي دلداده زني است که در کلوپ هاي شبانه برهنه مي رقصد. زني که به مردان که دور ‏سن براي ديدن او حلقه زندند ابراز عشق مي کند اما در پشت صحنه از تمامشان متنفر است. درست بر عکس کشتي کج ‏کاران. ‏

دارن آرنوفسكي و ميكي رورك

‏"ميکي رورک" در اين فيلم جادو مي کند. بازي او متسحق هر تحسيني است. او چنان در نقش رندي فرو رفته است که ‏بيننده شايد در بسياري از لحظات فيلم گمان نمي برد که مشغول به تماشاي يک فيلم است. او تنهايي زندي، مهرباني اش، ‏صداقت و پاکبازي او را يکجا عرضه مي کند بي آنکه ذره اي تصنع در آن به چشم آيد. راندي رابينسون رامسينسکي ( نام ‏کامل رندي که او از آن بيزار است) همان قدري واقعي مي نمايد که جک لاموتا گاو خشمگين حقيقي به نظر مي آمد. رندي ‏گاه با بچه ها با بازي با نينتدو مي پردازد، گاه به پم ( زن رقاص) ابراز علاقه مي کند، دلتنگ دخترش است، عاشق پريدن ‏از نرده هاي بالاي رينگ روي حريف است، تنش سراشر از ماهيچه هاي آهنين است، صدايي آرام و مهربان دارد، از زخم ‏زبان تنها دخترش اشک مي ريزد، موقعي که بغض مي کند سعي مي کند پوزخند زند، براي امرار معاش در فروشگاهي با ‏پيرزن هاي غرغرو زنان خانه دار سر و کله مي زند. "ميکي رور" در نقشي رندي تمام اين ضد و نقيض ها را بازي مي ‏کند بي آنکه ثانيه اي تصور کنيم شخصيتي رندي واقعي نيست.‏

رندي به شدت بيگانه است با دنياي بيرون از رينگ. اگرچه دنياي بيرون حقيقت است و دنياي رينگ و تماشاچيانش نمايش ‏اما رندي بيزار است از دنياي واقعي که برايش جز درد و بي اعتنايي و غم چيزي ندارد. درست بر عکس پم.‏
پم از قواعد کلوب بيزار است. اما به آنها سرسپرده است. در هزارتوي کلوب رقاص ها مي توانند مشتريان را اغوا کنند و ‏روبروي آنان برقصند اما حق ندارند عاشقانه آنها را لمس کنند. آن ها فقط بايد فريب دهند کسي حق ندارد از خط قرمز ها پا ‏فرا گذارد. ‏

سکانس هاي مبارزات بي اندازه حقيقي است. خون هايي که در مسابقات ريخته مي شود اگرچه برنامه ريزي شده است اما ‏همچنان براي بيننده درد آور است. صحنه اي که رندي با تيغ تيز پيشاني اش را مي درد تا تماشاچيان بيشتر به وجد آيند يا ‏جايي که رقيب ريشوي وي مهربانانه از او مي پرسد آيا با "ماشين منگنه" مشکلي ندارد به وضوح نگاه تاسف آور فيلمساز ‏به مزاج خشونت طلب نسل امروز بشر اشاره دارد. در حقيقت شايد آرونوفسکي کوشيده است با خشونت عريان به نقد ‏خشونت خواهي برخيزد.‏

ميكي رورك در صحنه اي از فيلم

مردمي که بيست دلار مي دهند تا از خونريزي لذت برند. در حالي که شايد بسياري از آنان باخبر باشند که اين خونريزي ها ‏و خشونت ها توسط خود ورزشکاران پيش بيني شده است اما باز چنان عاشق ديدن خشونت هستند که نمايشي بودن يا نبودن ‏آن محلي از اعراب ندارد. به قول "اي.او اسکات" منتقد برجسته روزنامه نيويورک تايمز: " همه مي دانند که کشتي کج ‏حرفه اي دغل کاري است. همه همين نظر را راجع به فيلم دارند. و در هر دو نورد تماشاچيان مشتاق هم زمان تصنع را ‏تحسين مي کنند و تظاهر مي کنند که حيله اي در کار نيست براي آنکه به خويش اجازه دهند تا باور کنند آن آدم ها آن پايين ‏در رينگ، يا آن بالا بر روي پرده سينما به راستي مشغول وارد کردن درد بر پيکر يکديگر هستند."‏

همچنان که در آن سو در کلوبي که پم در آن کار مي کند مردان هوسران تنها مي آيند تا زني برهنه را ببينند که در قلبش ‏هيچ براي آنان ندارد اما در ازاي دريافت دلار حاضر است رقص تنش را ارزاني آنان کنند. بازي خانم "مارسيا تومي" در ‏نقش "پم" در عيني بودن آن نقش به سزايي دارد. پم عشوه گرانه به سراغ مردهاي کلوپ مي رود. اما تا دست رد به سينه ‏اش مي خورد نگاهش مضطرب مي شود و به سراغ ميزي ديگر مي رود. ‏

رندي و پم هر دو بيزار از وضع امروز هستند و با شنيدن يک موزيک متعلق به دهه هشتاد از آن سال ها به خوبي ياد مي ‏کنند. " دهه هشتاد بهترين دهه همه دوران بود"..."دهه نود آشغال بود". در کافه اي که پم و رندي در روز در کنار هم ‏ازادانه نوشيدني مي خورند ما با بندهاي روبرو مي شويم که سيستم بر پاي پم زده است. پم اگرچه از کلوب محل کارش دور ‏است اما آنچنان در سيطره سيستم است که به ناگاه بوسه هاي عاشقانه خود و پم را متوقف مي کند و با اضطراب يادش مي ‏آيد " نبايد به مشتري ها دست زد"‏

اما براي هر دوي آنها نقطه عطفي در کار است. نقطه عطفي که باز شوربختانه قادر نيست آنان را به بکديگر نزديک کند ‏که باز دوري را به همراه دارد. رندي خسته از دنيايي که براي او پشيزي قائل نيست عزم خود را جزم مي کند تا علي رغم ‏خطرات پزشکي کشتي کج که ممکن است مرگ او راقم زند به رينگ برگردد تا تحقير دنياي برون را بيش از اين تحمل ‏نکند. پم اما در نقطه عطفش دراماتيک تر است. او مشغول رقص بر روي سن يکباره نگاهي غريبانه به تماشاچيان مي ‏اندازد و در همان لحظه تصميمش را مي گيرد تا از کلوپ بگريزد.‏

تلخي نگاه و گزندگي که ما درفيلم سال 2000 آقاي ارونوفسکي "مرثيه اي براي يک رويا" با آن مواجه بوديم در "کشتي ‏کج کار" نيز به وضوح به چشم مي خورد. فيلمساز معترضانه مي کوشد مخاطب را با اين واقعيت روبرو کند که چگونه با ‏دريوزگي سکس و خشونت راه خود را گم کرده و در حال اضمحلال اجتماعي بي صدايي است.‏‎ ‎‏ ‏      دیگر فیلمهای این کارگردان(پی--مرثیه ای بر یک رویا--چشمه)

http://farzcinema.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط کیومرث صمدی طاری  |